السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

489

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

عجيلى : در « ذخيرة المآل » به اين حديث حجّت آورده كه آن حضرت عليه السلام باب مدينة العلم است . احتجاج شاه ولىّاللَّه از شگفتىها اينكه دهلوى صلاحيّت حديث مدينة العلم براى احتجاج با آن را انكار كرده است ؛ در حالى كه پدرش در چند قسمت از « قرّةالعينين » و هم‌چنين در « ازالة الخفاء » بدان احتجاج كرده است . احتجاج خود دهلوى شگفت‌انگيزتر از آن اين كه ، او با وجود اين انكار ، خود به حديث مدينة العلم در يكى از فتواهايش استدلال كرده و سؤال و جواب او درباره‌ى آن پيشتر در همين كتاب آورده شد . و آيا اين جز تناقض است ؟ و از اين‌جا روشن مىشود كه « حق برترى مىيابد و چيزى بر آن چيره نمىگردد . » « 1 » و سپاس بيكران خداوند را بر اين امر است . دهلوى گويد : « اين كار شيعيان همانند رفتار معامله‌گرى با خدمتكارى است كه ارباب او در پى خيانت‌ها و نافرمانىهايش او را رانده و از خانه بيرون كرده و به همه‌جا اعلام داشته كه از اين پس با آن خدمتكار ارتباطى و نسبت به او مسؤوليّتى ندارد ، سپس آن معامله‌گر با آگاهى از همه اين‌ها ، نزد ارباب آمده تا بدهىهاى خدمتكار را از او مطالبه كند ! ! بديهى است چنين شخصى ، از نظر خردمندان در بالاترين درجه‌ى نادانى است . » گويم : بر انسان منصف بزرگوار پوشيده نمىماند كه « دهلوى » راه راست را در اين

--> ( 1 ) . الحق يعلو و لا يعلى عليه .